ادغام اسفنجی
ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱۳  

 

بر تن شب که راه رفتم...

پاهایم تا زانو سیاه شد!

ابر را که نوازش کردم...

دستانم تا آرنج سفید شد!

چمباتمه نمی زنم که

ازخاکستری گریزانم!!!!


کلمات کلیدی:
هضم سبز
ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٧  

دویدیم و فریاد کشیدیم...

و او همچنان کبابش را با سس هزار شهر می خورد!

می رسد روزی که  کبدش پر شود از چربی...

چربی های قرمز!!!

و ما بایستیم هورا کشان...


کلمات کلیدی:
اوج
ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٠  

 

لای پرهایم گرما رانفس کشیدم!

ضد باران بودند که خیس نشدم...

خدا می دانست گاهی سرپناهی شاید نیابم!!!

و اکنون پرواز را به خاطر خواهم سپرد.

 


کلمات کلیدی:
اثر انگشت
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٠  

 

در پیچش منحنی اثر آبی ماندم

که بر جای می ماند بدون هیچ تشابه!

و چه نیرومند که ملتی را می چرخاند !!!


کلمات کلیدی:
هفت رنگ
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٠  

 

مغزم عرق کرد از بس در رنگها دور زدم...

کاش یادم می آمد در ابتدا چه رنگی بودم!!!

 

 


کلمات کلیدی:
عنکبوتی از جنس دوست
ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٠  

 

نزدیک به مگس می شوم

وقتی تار احساسش نامریی می شود...

نخواهم گذاشت چسبندگی را بر من بغلطاند!!!


کلمات کلیدی:
ثبات
ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٠  

 

گاهی خطر را می فهمم!

یاد هواپیماهای جنگ جهانی اول می افتم

ترجیح می دهم در عشق قدیمی بمانم تا

با خط مسافربری به نیویورک شکلات تیره میل کنم!!!


کلمات کلیدی:
شوق و رخوت
ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٠  

 

شب به خدا گفتم

برای نماز صبح بیدارم کن...


نوازش دستانش را که حس کردم

خواب آلوده چشمانم را بستم که

چقدر جدی می گیری...


حسی به من می گفت فردا صبح نیز نوازشت خواهد کرد!!!

 


کلمات کلیدی:
برخورد از نوع ؟!
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٤  

 

به سمت چپم که غلتیدم

مغزم وارد جاذبه نیوتن شد!

حالا دیگه همهمه ذهنم رو با گوش راستم نمی شنیدم...

براحتی رقص هوا رو درک کردم!!!

 


کلمات کلیدی: یافتن
+
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٤  

 

از زمین و زمان که گله می کرد

با خودم گفتم

" هیچ وقت هلوهایی که خوردم،کرم زده نبودند!...

چه خوشبختم!"

تو دل حرف زدن هم نعمتیست!!!

 

 


کلمات کلیدی: خاطرات
1 دقیقه زندگی
ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٥  

 

عقربه کوچک من...بزرگه تو

به همون اندازه که نزدیک میشیم ، همونقدر هم دور میشیم...

فقط عاشق 12 ام.

که ساعت  پهن میشه روی خلاء

و عاشقی از نوک عقربه ها میچکه در بی زمانی!!!


کلمات کلیدی: عاشقانه ها
شستن
ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٥  

 

گفتم دلم گرفته

از جنس روزمرگی نیستم

راهی داری؟

چنته رو که ریختی با گفتن نمی دونم...

دلم ذره ذره آب شد!!!


کلمات کلیدی: درد دلها
محتوای ذهن
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٥  

استاد می گفت جمع اضدادم!

به او پُک زدم و دود شدم

باکتری ای بودم که سبز را گاز زد و گیاه رویید

زرد را حل کردم و زرافه ای دوید

قطره مرکبی چکید و دستی سپید ظاهر شد

و صدای انرژی پیچید چون کشیدن زبانه RED BULL...دوپس

استاد راست می گفت!

همیشه غیر ممکن ترین ها ممکن اند...

که ترا یافتم پس از سیر تکامل وجودی ام

با اولین تابش نور اله !

 

 

 

پ.ن: لطف دوستان مهربان را بی پاسخ نخواهم گذاشت...

دیدارتان خواهم کرد در سرزمینتان.


کلمات کلیدی: خاطرات
قنوت
ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٧  

 

سنجاق قفلی نیز از بست خود رها می شود

ربنا می گوید با یک دست!!!

خدا می دانست که آهن را یاد آور شد....


کلمات کلیدی:
روزهای منحنی
ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٧  

 

تمام سنگ ترازوهای منسوخ

به قلبم آویزان شده

این روزها فشرده تر شده ام

تمام روز تکرار کنم

خارش مغزی ام را

"من نیازم تو رو هر روز دیدنه

از لبت دوست دارم شنیدنه"

روز شمار بکار افتاده...

٣روزِ دیگر می آیی

 

 

 


کلمات کلیدی:
خواب خاطره
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٢  

چشمانم رامی بندم

١ستاره...٢ ستاره...٣ستاره....

سرخ بدرخش!

می غلتم

١گوسفند...٢ گوسفند...٣گوسفند...

لبخند زاینده رود می آید از دور!

صاف می شوم

١چوب خط...٢چوب خط...٣ چوب خط...

دلتنگی ام پر شد دیگر!!

جنینی می شوم

نگاهت شیشه ایست!

حل می شوم درسیلیس رویا...

دیگر خوابم برده پس!

شب به خیرهایم مال توست نازنینم

 

 


کلمات کلیدی:
تیریِ دلتنگ
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٠  

می دانی گل من

 شقایق ها را در ساکَت گذاشتم

تا  سرخی قلبم را کم نیاوری...

خرچنگ ها همیشه بدیع اند

کج می پیمایند!

اکنون ساکن ام...

چشمانم در حفره فرو می رود

تو بیایی...

به همه جهات خواهم چرخید!


کلمات کلیدی: عاشقانه ها
سفر کرده
ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱۸  

 

از 7000 کیلومتر گفتی

و دلتنگی ات...

من همان 7 کیلومتر اول آشفته شدم!

کشاکشی شد بین جسم و روح...

بدن را رقصاندم

اما روح مرا هورت می کشید درون فشردگی قلب!

هنوز می چرخم دایره وار

فرو می روم در بغض ...

چشمانم ترا می خواند نازنین

دوستت دارم تا بی نهایت ابدیت

 


کلمات کلیدی: عاشقانه ها
تصویر آیینه گون
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٥  

 

کاشی آبی کف حوض ها رو

آینه کاری نمی کردند!

دل پاک ها در زلالی آب  تردید نداشتند...

حوض ها هم سنگواره شدند!!!


کلمات کلیدی:
پاییز عاشق
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٢  

آنهنگام که با قلبت مرا رصد کردی

سرشار شدیم از دلتنگی شیرین

غوغای ستارگان شبهای کویر

دلیل آمدنم شد...

ستاره ای که نشانه رفتم یادت هست!

گفتی کدام؟

 آنکه سرخ است و می تپد

خندیدم و گفتی

این یعنی عشقمان سرخ می درخشد...

 نبض میثاق جاری شد

به یمن خوش حرارتی رنگین

که تبدار شدم از زنانگی

 درتمنای ریزش برگهای پاییزی

 نرم چیدی حجم نارنجی نارس را

خرمالوی چیده شده خواهد رسید...


کلمات کلیدی: عاشقانه ها
تبریک
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱۱  

نویسندگان:

آتریسا و پارسینا

 

مادر

شبنم جوانیت را نوشیدیم

پیچکی شدیم با تکیه گاه سبز تنت

مهربانی  چنان درونت  تنیده است که 

حتی از بافتن شال گردن برای آدم برفیمان هم دریغ نکردی...

زاد روزت نیلوفری گل


کلمات کلیدی: عاشقانه ها
پشمک زندگی
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱۱  

 

می چرخید پر شتاب!

و تارهای شیرین سفید

دور حصیرک می پیچیدند

تا به حجم سکه ۵ تومانی کودکی ام شوند!

حال اسکناسی داده ام چرخش زندگی را...

به دنبال تارهای شیرینی هرچند رنگی!!!

 


کلمات کلیدی: کودکانه ها
گلبول عاشق
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٧  

 

عشق که می ورزم

پلاکت های خونم افزایش می یابند

ایمن می شوم از هجوم نگاه ها !

گویچه های سفید را درونم تکثیر کن...

 


کلمات کلیدی: عاشقانه ها
50% زندگی
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٦  

 

چشمهای اشک آلود پدر بزرگ قبل از عمل

ترا می کشید بسوی حلالیت...

پیرمرد زورخانه 80 سال چرخش را فریاد می کشید!

دست نگه دارید دکتر!

قلبش هنوز می تپد...

 


کلمات کلیدی: خاطرات
احساس زعفرانی
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٥  

نویسنده همکار:پارسینا

 

زندگی، سوار یه موج سینوسی شدنه!

چند لحظه روی قله شادی

... کمی هم  تو دره غم

خوبی ِ بدترین شرایط اینه که همه چی از اون به بعد در حال بهتر شدنه!

بدی ِ بهترین شرایط هم اینه که می دونیم دوام نداره!

ببینم ، تو کجای موج رو دوست داری؟


کلمات کلیدی: یافتن
یادگار سرخ
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٤  

 

سهم من از خاله بازی های کودکی

شد تربچه های اوشین و دلخون شدن کزت!

سهم تو عمه

شد اینترنت و ماشین کنترلی قرمز !

مداد سرخ نقاشی ات را نشکنند...

 


کلمات کلیدی: درد دلها
آفتابی
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۳  

 

موریانه ها همواره درون چوب می مانند

با فریادی از سر ذوق...

که  آفتاب گریزند!

 میان چارچوب نخواهم رفت...

که سکوتی تلخ مرا می رباید!!!


کلمات کلیدی: خاطرات
دل اهلی
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱  

 

روزی که در را باز گذاشتم...

میان هاله ای خاکستری، نگران از رفتنت!

و چه امیدوار چشم انتظار ماندی...

کلید را همواره به تو خواهم سپرد!!!

 


کلمات کلیدی: عاشقانه ها
ابدیت
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٩  

هیچ چیز عجیب نیست!

نه لبان پهن زن سیاهپوست که

سفالینه ای گرد درون دهانش می گذارد!

نه نیایش مرتاض هندی که

3روز درون رودخانه بی حرکت می ماند!

تنها یک چیز عجیب است...

که دیگر قلب عاشقت را لمس نکنم!!!


کلمات کلیدی: عاشقانه ها
تجدید عهد
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٥  

سلام

تو عطاری شما داروویی برای یه دل منتظر پیدا میشه

که برای احساس حضور یه نفر ثانیه شماری میکنه!

و ثانیه ها چه پیچیدند و سبز شدند...

و عطار مهربان

پیمان بست که همیشه

دارویی برای سبز ماندن خواهد داشت...

آنهنگام که از شکوفه های سپید درخت آلو

عکسی گرفتم به یادگار...

تمام لحظه ها ایستادند...

که چشمانت مرا در خود فرو برد...

در مداری بودیم که فقط بر ما می چرخید...

بی حرکت ما...در مرکز...

تنها فاصله ای شیشه ای بود...

دستانمان صورتهایمان...

از آن گذر کرد و ...

چه گفتی!

احساس شادی قلبی

همراه باکمی حس مبهم

ناشی از ناشناخته های آینده...

و گفتم...

سیب گلابِ من

تو را گاز خواهم زد

تا عطر ناب تو

در شریان زندگی

مستم کند...

1003بار ها شد2006 تا

و مدار میگردد...

که دیگران بر شعاع آن نشسته اند...

و ما همچنان در مرکز...

گفتی رازی را بر من آشکار کردی...

و من می دانم...

از لحظه شکفتن و جاری شدن...

دوستت دارم تا بی نهایت ابدیت!

 


کلمات کلیدی: عاشقانه ها
اشک
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٥  

 

چشمانم را چلاندم...

و روی بازوانت پهن کردم!

آفتابی باش تا دیگر بارانی نباشند...


کلمات کلیدی: درد دلها
روح آبی
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٢  

دستانم بوی جسم گرفت...

هنگام شستن گِل سیب زمینی!

و دستان خدا بوی آسمان،

از آفرینش گِل هایش...

آسمان ازلی تر بوده نسبت به خاک!!!


کلمات کلیدی: یافتن
واعظ
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢۱  

 

خواستم با کبریت نیمه سوخته بنویسم سیاه و سفید...

سیاه رو که نوشتم ، شکست!

نخواست دیگه سفید رو نگارش کنه...

کاش آدمها هم موقع دم زدن از پاکی ها سفید می بودند!!!


کلمات کلیدی: درد دلها
غبار روبی
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٠  

 

 دلم مثل بستنی ای شده...

که روش یه لایه قهوه نشسته!

آقای مهربون...

شما فقط میتونید فوتش کنید!!!

تولدتون مبارک...


کلمات کلیدی: عاشقانه ها
شب قدر
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱۸  

 

میگفت من جمعه ها up to date ام...

گفتم من هم اگه هنر کنم سالی یکبار شاید...!


کلمات کلیدی: درد دلها
شب جاده
ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱۸  

 

دل دیدن خیس شدن شیشه ماشینو نداشتم...

شب پره هایی که با شتاب خودشون رو به شیشه میکوبیدن...

شاید به حد کافی گرمشون نبوده!!!

سرم رو روی داشبورد که گذاشتم...

محو چشمان عسلیت شدم...

کاش ماشین عقبی ها همش نور بالا باشن!


کلمات کلیدی: خاطرات
فانوس
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٦  

 

حتی خونابه های دهانت هم نمی توانند...

ذهن نقره ای مرا کم سو کنند!

قلبت را بالاتر بکش...

درون من نورانی ترینی!!!


کلمات کلیدی: عاشقانه ها
جوانه
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٤  


کاش زمستان زودتر بیاید!

آنگاه آفتاب در جیب تو طلوع خواهد کرد...

و دانه انگشتانم  دیگر در حسرت نظاره نخواهد ماند!!!


کلمات کلیدی: عاشقانه ها
لِی لِی
ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٢  

 

هنوز هم نقش گچیش رو زمین ترک خورده هست!

تو تونستی بری تا خونه8...

چقدر خوب سنگ و پرت میکردی!

من تا 3 بیشتر نتونستم...

پام رفت رو خط و سوختم!!!

 

الان کجایی؟!!!!

 

 


کلمات کلیدی: خاطرات
سقا خانه کویر
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٠  

 

سلولهام همه شادن!

وقتی شنیدم خونه کاه گلی ننه قلیونی رو دارن تعمیر میکنن.

خدا جون بازم همون بازی همیشگی!

من بشینم  پشت بوم رو به آسمون...

هر آرزومو  که قبول داشتی برام یه شهاب بفرستی!!!

من هم با انگشت یکی از ستاره ها رو روشن کنم...

آسمون خیلی وقته که شهاب بارون نشده!


کلمات کلیدی: عاشقانه ها
لمس هویت
ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۸  

 

لُپم رو که چسبوندم به آینه...

دیگه نتونستم خودم رو ببینم!

می خواستم حس درونم و حس کنم....

حالا می فهمم چرا آدمها برای بهتر دیدن

نباید از فاصله ۵٠ سانتی متری بیشتر بهم نزدیک بشوند...

راستی چرا همه آینه ها سردند!!!!


کلمات کلیدی: یافتن
عصرانه
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٧  

 

۵ سالگی خیلی بزرگ بودم...

اینو وقتی فهمیدم که مربی مون پرسید می خواهی چه کاره شوی؟

گفتم مامان خونه..که وقتی بچه ام برمی گرده براش ناهار بیارم.

چرا همیشه آخرین نفری بودم که از مهد میو مدن دنبالم!!!!

 


کلمات کلیدی: درد دلها
نظافت
ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٧  

 

چه حسی داره دستمال نارنجی ببندی به سرت....

اونم تو سه شنبه که همیشه برام بنفشه!

تازه می فهمی که وسایل خونه چقدر دلتنگت شدن...

چه خوبه که هیچ وقت کینه ای به دل نمی گیرن!


کلمات کلیدی: درد دلها
کودکی
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٦  

 

مِه سرگردونو که میدیدم بالای کوه فکر می کردم...

سرخپوستها آتشی روشن کرده اند به نشانه حمله!

ولی الان فهمیدم حجمی داره به وسعت سنگ صبور...

دیدم چه مادرانه دل کوه رو نوازش می کنه!!!


کلمات کلیدی: خاطرات
دل کوه
ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٥  

 

نمی دونم چرا ماشینا تو تونل که میرن هی بوق می زنن..

اونم از نوع بوق عروسی!

شاید شاد اند که فرهاد به شیرین نرسید!!!


کلمات کلیدی: خاطرات
چالوس سبز
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٥  

 

از هفت تونل گذشتیم تا از هیاهوی بومی سرد...

رسیدیم به نقاشی سبز!

راهی دویده در دل کوه...

بنازم به تقدس عدد هفت!!!!!


کلمات کلیدی: خاطرات
سپاس
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٥  

چه عجیب.....

چه عجیب....

یکماه بیشتر نیست که دانه ای کاشتم در دل مجازی ترین سرزمین!

ولی چه ناباورانه دلبسته شدم  به ریشه های تشنه اش...

به نهالهای اطرافم...

به درختان پر مهرش که آفتاب را به من نیز هدیه می دهند!!!!!!

دوستان مهربانم ممنون[گل]


کلمات کلیدی: خاطرات
انار
ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱  

 

از بین اونهمه دانه ...

تنها یکی را سرخ یافتم که نخوردم

نخواستم که به عروج برسه...

چرا همیشه وارسته ها در رنج اند!


کلمات کلیدی: درد دلها
شوق
ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱  

 

دیشب خواستم غرق بشم نشد.....

اومدم در آغوشت شنا کنم...

دیدم طوفانی نیست....

برگشتم.....!


کلمات کلیدی: عاشقانه ها
پیچیدگی
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱  

 

متن ضعیف...متن قوی

سطر زائد......... سطر مفید

کلسترول بد....... کلسترول خوب

تهران قدیم ..................تهران جدید

قباد شیوا چی؟ ..................بد یا خوب.....!


کلمات کلیدی: درد دلها
قدم زدن
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳٠  

 

همیشه زیر چتر گرما  رو احساس میکنم!

یا چتر بخاری مخفی داره...

یا قلب من عاشق سرپناهه!

پس چرا بارون نمی آد؟!! 


کلمات کلیدی: درد دلها
باغچه
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٩  

 

چه خوش شانسی که جلو خونمون

یه ساختمونه 6 طبقه با پنجره های رفلکس سبز هست!

اگه پنج طبقه بود...

دیگه رگه های باریک نور 

جای خالی گیاه رو تو خونمون پر نمیکرد!!!


کلمات کلیدی: درد دلها
١٠
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٩  

 

گفت چقدر عدد 28 عجیبه برام!!!

گفتم مگه نمی دونی...جفتش زوجه!

مثل یه زوج که عجیب کنار هم هستند... 

ولی ۶ تا از هم فاصله دارن!!!

 


کلمات کلیدی: درد دلها
نصیحت
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٩  

 

بچه که بودم مامانم می گفت اگه مسواک نزنی

شیطونه میاد دهنت رو لیس می زنه!!

فکر کنم تو تاریکی خوب نمی دیده...

وگرنه اینهمه دندون خراب نداشتم!!!


کلمات کلیدی: خاطرات
 
 
 
 

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس